بایگانی دستهٔ Animation

ماشین علیه ماشین

نه ( 9 )

کارگردان : شین اکر
نویسنده : پاملا پتلر ، بر اساس داستانی از شین اکر
صداپیشگان : الیجا وود ، جنیفر کانلی ، کریستوفر پلامر ، مارتین لانداو ، جان سی ریلی ، کریسپین گلاور

ژانر : انیمیشین ، فانتزی ، علمی – تخیلی ، ماجرایی
محصول سال : 2009

تگ لاین : زمانیکه دنیای ما پایان یافت، ماموریت آنها شروع شد.

بردیا برجسته نژاد: موضوع نبرد انسان و تکنولوژی مدتهای زیادی ست که سوژهء بسیاری از فیلمهای سینمایی بوده است. از معروفترین آنها شاید بتوان به مجموعه فیلمهای ترمیناتور، و به نوعی سه گانهء متریکس اشاره نمود. همیشه انسان تا انتهای خلاقیت خود را بکار می برد تا زندگی را آسوده و راحت کند، و این تا جایی پیش می رود که همین تکنولوژی ساخته دست بشر مانع از زندگی آسوده و راحت می شود. اما در 9 دیگر انسانی روی زمین باقی نمانده است. بلکه ما شاهد مبارزه ماشین با ماشین هستیم.

9 ، داستان 9 عروسک (ربات ، ماشین ، یا هر چیز دیگری) است که می خواهند با یک ابرماشین مبارزه کنند. داستان فیلم با وجود آنکه بسیار تلاش می کند پیچیده باشد، بسیار ساده است. حتی شخصیت پردازیها هم چندان چنگی به دل نمی زند. حال و هوا و فضای فیلم هم اگه قبل از Wall – E ساخته می شد، شاید می توانست تاثیر گذار باشد. شین اکر، کارگردان و داستان سرای فیلم، در سال 2005 فیلم کوتاه 11 دقیقه ای با همین اسم 9، با کم و بیش همین داستان، ساخته که موفق به دریافت جایزهء جوری (Jury Prize) از جشنوارهء بندفیلم (BendFilm Festival) برای بهترین فیلم کوتاه و مدال طلای Student Academy Awards شده است. در سابقهء او تنها به دو انیمیشین کوتاه دیگر بر می خوریم: ریشهء ناخن (The Hangnail) محصول سال 1999 با مدت زمان 2 دقیقه، و استعدادهای شگفت انگیز آقای گرند (The Astounding Talents of Mr. Grenade) محصول سال 2003 با مدت زمان 1 دقیقه. پس ما شاهد اولین فیلم بلند شین اکر بر اساس داستان کوتاه ساخته شده توسط وی هستیم.

داستان فیلم من را راضی نمی کند. حتی نام تیم برتون بعنوان تهیه کننده هم نمی تواند جذابیت لازم را ایجاد کند. جنیفر کانلی هم بعنوان اولین تجربهء صداپیشگی در کنار الیجا وود که شاخص ترین کارش بازی در فیلم ارباب حلقه ها ست نیز کمک چندانی به بهتر شدن فیلم نمی کند. ایدهء بکار بردن اعداد 1 تا 9 بعنوان کاراکترهای فیلم در نوع خود قابل توجه و جالب است. 1 بعنوان اولین عدد و رهبر گروه پیرمردی است که فقط بدنبال ثبات می گردد، نه علاقه ای به ریسک دارد و نه دلش می خواهد از لاک امن خود خارج شود و مسئولیتش مراقبت از دیگران است. در مقابل آن 9 آخرین ساختهء دانشمند قبل از مرگ است که همه چیز را تجربه می کند و به هر سوراخی سرک می کشد و مسئولیتش نجات دیگران است. عدد مقدس 7 قهرمان آنهاست و وظیفه اش حمایت و دفاع از دیگران است ، 3 و 4 دوقلو و بی کلام هستند که وظیفه آموزش و مشخص کردن مسائل به عهده آنهاست، 8 دارای هیکل گنده و عقلی ناقص است که مسئولیتش نگهبانی از دیگران است، 6 با اینکه هیچ نقش درستی در پیشبرد داستان ندارد مسئولیت هدایت دیگران را عهده دار است، 2 و 5 هم به ترتیب وظیفهء الهام دهی و راهنمایی دیگران را بعهده دارند و به خاطر سادگی و خوب بودنشان به سرعت فدا می شوند. جالب اینجاست که در این انیمیشن به راحتی و دور از انتظار بیننده شخصیتها می میرند و دیگر زنده نمی شوند. اینکه چگونه 7 بر خلاف هشت عروسک دیگر شخصیت مونث و ماجراجو پیدا کرده است، مشخص نیست. اینکه روح دانشمند که بین 9 عروسک تقسیم شده سرانجامش چه می شود نیز مشخص نیست. اینکه وظایفی که در پوسترهای فیلم برای 9 کاراکتر معین شده چرا در فیلم مشهود نیست هم نامشخص است. تنها چیزی که مشخص است این است که این فیلم کمتر از انتظار بیننده است.

بد نیست بدانید که :

1 – کریستوفر پلامر که در نقش 1 صحبت می کند ، همان گوینده ای است که در انیمیشن UP بجای شخصیت مانتز سخن می گوید .

2 – این فیلم چهارمین انیمیشن کامپیوتری است که درجه نمایش PG-13 دریافت می کند (یعنی لزوم نظارت شدید والدین بدلیل داشتن صحنه هایی که برای کودکان زیر 13 سال نامناسب می باشد) . سه فیلم قبلی عبارتند از : Final Fantasy: The Spirits Within ، Beowulf و Kaena: The Prophecy .

3 – طراحی 3 و 4 بر اساس دستکشهای باغبانی صورت گرفته است . اگر دقت کنید جای شست را در پشت و قسمت مچ را می بینید .

۱ دیدگاه

پرواز آرزوها

بالا (UP)

کارگردان : پیت داکتر
نویسنده : باب پیترسون ، پیت داکتر
صداپیشگان : ادوارد اسنر (کارل) ، جردن ناکائی (راسل) ، کریستوفر پلامر (مانتز) ، باب پیترسون (داگ)

ژانر : انیمیشن ، ماجرایی ، کمدی
محصول سال : 2009

تگ لاین :

بردیا برجسته نژاد: به دوش کشیدن آرزوی دوران کودکی در تمام عمر، دفن کردن معشوق به همراه آرزوهایش، تنهایی و تلاش برای ثابت کردن حقیقتی که همه دروغ خطابش می کنند، بسیار وحشتناک و غم انگیز است. به جز وقتی که «بالا» باشد. به جرات می توان پیکسار را پیشرو در صنعت انیمیشن حال حاضر دنیا دانست.  جدا از این، پیت داکتر (کارگردان UP) هم قبلا خود را با کارگردانی و نویسندگی شرکت هیولاها (Monsters Inc) و داستان نویسی Wall-E و داستان اسباب بازی 1 و 2 (Toy Story)، بعنوان یکی از چهره های تاثیر گذار انیمیشن معرفی نموده است.

مانند اکثر انیمیشن های مطرح، شخصیتهای این کارتون نیز بر اساس صداپیشگانشان ترسیم شده اند. کارل (با صدای ادوارد اسنر ، با همان چهره و مهربانی و همان اخم) پیرمردی 78 ساله که تمام عمر خود را به همراه همسرش الی در خانه ای دوست داشتنی عاشقانه زیسته است، همسرش را از دست می دهد. شما صدای الی بزرگسال را نمی شنوید. کودکی او توسط الی داکتر اجرا شده و جالب اینجاست که شما صدای کودکی کارل را نیز نمی شنوید. می توان دیدگاه فمینیستی به این موضوع داشت که دختران با شر و شور دوران نوجوانی خود و داشتن آرزوهای بزرگ، اسیر شرایطی می شوند که در اصل مردان بر آنها تحمیل نموده اند، اما خب این نگاه برای همچین انیمیشنی کمی بدبینانه است. الی و همینطور کارل دوران کودکی خود را به عشق بزرگ شدن و سفر به نقطه ای از آمریکای جنوبی (واقع در ونزوئلا) به اسم آبشار پردیس سپری می کنند. این آرزو از پیگیری سفرهای افسانه ای مردی به اسم مانتز (با صدا و صد البته چهرهء کریستوفر پلامر) به آن سرزمین ناشی می شود. همین هدف مشترک باعث می شود که این دو کودک کاملا متفاوت مسیر مشترک و زندگی مشترک را انتخاب کنند. فصل آغازین فیلم با نمایش ازدواج این دو نفر، درگیری آنها با زندگی و مشکلشان برای داشتن فرزند همراه است. اما در تمامی این صحنه ها بزرگترین و قوی ترین چیزی که به چشم می آید عشق پاک و خالصانه و دوست داشتنی آنهاست. شما تلاش آنها را برای پس انداز تا رسیدن به آرزوی دوران کودکی را می بینید. اما این پس انداز صرف امور روزمره زندگی شده تا آنجا که کم کم این آرزو فراموش می شود. الی از دنیا می رود و کارل تنها می ماند. تنهایی و غربت کارل به زیبایی، با بیدار شدن و صبحانه خوردنش ، قفلهای متعدد درب و ساختمان سازی در اطراف خانه اش نمایش داده شده است. کارل تصمیم می گیرد رویای خود و همسرش را تحقق بخشد. خود و خانه اش را به هزاران بادکنک رنگی می سپارد و به همراه آرزوهایش پرواز می کند و «بالا» می رود.

در این سفر تصادفا کودکی به اسم راسل (با صدای جردن ناگائی) با او همراه می شود. بر خلاف همیشه اینبار کودک داستان ما باهوش تر از آدم بزرگها نیست، بلکه به اندازه کافی هم خنگ است! کودکی با آرزویی تقریبا پیش پا افتاده یعنی گرفتن یک نشان برای کمک به افراد کهن سال. شاید بتوان این را نیز کنایه ای به نسل جدید دانست که نسل قدیم با رویاها و بلند پروازیهای خود اکنون در این موقعیت قرار دارند،  وای بحال شما که آرزویتان تنها آویختن یک نشان ساده به لباستان است.

کارل به هدف خود، داشتن خانه ای در کنار آبشار پردیس می رسد. اما وارد شدن سگی سخنگو به اسم داگ (با صدا و چهرهء باب پیترسون) و پرنده ای عجیب و غریب به داستان مسیر آن به سمتی دیگر منحرف می شود. به گذشته برگردیم: گفتیم که کارل و الی در کودکی عاشق سفرهای فردی به اسم مانتز بودند. مانتز در بازگشت از آبشار پردیس استخوانهای موجود عجیبی (که البته بعدا می فهمیم همان پرنده بزرگ است) را بهمراه خود می آورد. دانشمندان این استخوانها را جعلی می دانند و همین باعث ترد مانتز که بعنوان قهرمانی برای همه شناخته شده بود می شود. او برای اثبات خودش به آبشار پردیس باز می گردد تا بتواند نمونهء زنده آن موجود را پیدا کند. شاید بتوان بیش از داستان عشق و آرزوی کارل ، انزوا و تلاش مانتز را غم انگیز دانست. تنهایی او تا حدی ست که مجبور به ساخت دستگاهی برای بخشیدن توانایی تکلم به سگها می شود. تلاش برای اثبات خود به افرادی که بعد از گذشت چندین سال کاملا فراموشش کرده اند واقعا غم انگیز است.

در تقابل کارل با قهرمان دوران کودکی اش، کارل پیروز می شود و می تواند آن پرندهء غول پیکر را نجات دهد. او خانه اش را در آسمان رها می کند و به همراه راسل و داگ به شهرش باز می گردد. خانه نیز راه خود را در آسمان پیدا می کند و به کنار آبشار پردیس می رسد. زیبا ترین و تاثیر گذار ترین صحنهء فیلم (البته از دیدگاه من) آنجاست که کارل بر روی صندلی خود، در خانه اش در کنار آبشار نشسته است و با حسرت به دفتر الی نگاه می کند. او نمی دانست که در تمام این سالها الی کامل کردن دفتر را ادامه داده است. او عکسهای خود در کنار الی را می بیند که در ادامهء آرزویش برای سفر به آبشار در دفتر چسبانده شده است. اینجاست که حس کشتن آرزوهای الی در کارل با اشکی از بین می رود و لبخندی به نشانهء دلتنگی بر چهره اش می نشیند.

این انیمیشن عالی ست. تمام تعاریف و تمجیدهایی که از آن تا کنون شده کاملا برازنده و حق اوست. کارگردانی داکتر درست مانند شرکت هیولاها کم ایراد است. با وجود آنکه این فیلم به صورت سه بعدی نیز عرضه شده، اما بیشتر منتقدین دیدن نسخهء دو بعدی آنرا بدلیل وضوع و شفافیت رنگها پیشنهاد می کنند. به همین دلیل به تمام دوستانی که تا کنون تنها نسخهء هندی کم این فیلم را دیده اند پیشنهاد می کنم که نسخهء DVD آنرا از دست ندهند.

بد نیست بدانید که :

1 – این فیلم اولین انیمیشن و اولین فیلم سه بعدی است که برای افتتاح فستیوال کن نمایش داده شده است.

2 – با وجود شباهت زیاد چهرهء کارل به ادوارد اسنر ، برای رسیدن به این چهره از حالات و صورت اسپنسر تریسی و والتر متئو نیز استفاده شده است.

3 – باب پیترسون (صدای داگ) دستیار کارگردان فیلم و الی داکتر (کودکی الی) دختر کارگردان است. همچنین اکثر صداهای کوین (پرنده غول پیکر) نیز توسط خود کارگردان اجرا شده است.

4 – در ژوئن سال 2009 ، کالبی کرتین ، دختر بچهء ده ساله ای که آخرین مراحل پیشرفت سرطان (Vascular Cancer) را سپری می کرد، آخرین آرزویش را زنده ماندن و دیدن کارتون «بالا» عنوان نمود. پزشکان زنده ماندن او را تا زمان تکثیر DVD کارتون بعید می دانستند و از طرفی کالبی توانایی جسمانی کافی برای رفتن به سینما را نداشت. یکی از بستگان آنها با پیکسار تماس گرفت و ماجرا را تعریف کرد. پیکسار نسخه ای اختصاصی بهمراه کالاهای تبلیغاتی فیلم را برای کالبی ارسال کرد. کالبی بدلیل شدت بیماری نمی توانست چمشانش را باز کند و فیلم را ببیند. مادرش لحظه به لحظه فیلم را برای او تعریف کرد و کالبی در ذهنش به کمک صدای فیلم آنرا تصویر نمود. هفت ساعت پس از آن کالبی کرتین بر اثر بیماری جان باخت.

5 – در پایگاه اطلاعاتی اینترنتی فیلم (IMDb) این فیلم موفق شده است از نگاه مردم سرتاسر جهان در این لحظه در جایگاه 48 در برترین فیلمهای تاریخ سینما قرار بگیرد. در این فهرست در حال حاضر فیلم شماره 47 تاوان مضاعف (Double Indemnity) محصول 1944 و در رتبه 49 (M) محصول سال 1931 قرار گرفته است . این فهرست داینامیک بوده و هر لحظه در حال بروزرسانی است.

6 دیدگاه

بعضی در ها هیچ وقت نباید باز شوند

کورلاین (Coraline)

کارگردان: هنری سلیک
نویسنده:
نمایشنامه از هنری سلیک بر اساس کتابی از نیل گایمن
گویندگان: داکوتا فنینگ، تری هچر، جنیفر ساندرز

ژانر: انیمیشن، حادثه ای، فانتزی
محصول سال: 2009

تگ لاین: مواظب باش که چه آرزویی می کنی!

امیر هاشمی (نویسنده مهمان): چه کسی می تواند در برابر وسوسه گشتن و کشف کردن سوراخ سنبه های یک خانه 150 ساله قدیمی مقاومت کند؟ مخصوصاً اگر یک دختربچه شجاع و کنجکاو باشد که نه پدر و مادرش وقت زیادی برایش داشته باشند و نه برادر و خواهری بعنوان همبازی. و حالا از هم بازی های سابقش هم دور شده و به جایی پا گذاشته که همیشه بارونی ست و همه چیزش ملال آور و خسته کننده است. اینجاست که مجبور است هر طور که شده یک راهی برای سرگرم کردن خود پیدا کند و خوب چه راهی بهتر از همسو کردن تخیلاتش با رمز و راز هایی که در دل یک خانه قدیمی منتظر کشف شدن هستند.

در تاریخ سینما، سازندگان فیلم ها و انیمیشن های موفق، به درستی و زیرکی توانسته اند از تاثیری که «در» بر روی انسان دارد بهره مند شوند. همه دوست دارند بدانند که پشت هر دری چه چیزی مخفی ست. گرچه در زندگی روزمره مخصوصا بعد از پشت سر گذاشتن دوران کودکی آن حس رازگونه خود را از دست داده ولی خدا را شکر دنیای سینما هنوز هم  با سخاوت تمام درهایی که در ورای آن ها دنیاهای عجیب و جدید و مرموز انتظارمان را می کشند را به ما هدیه می دهد. در انیمیشن کورلاین هم دری وجود دارد که اگر دخترک بازیگوش و دوست داشتنی ما جسارت گشودن و گذشتن از آن را به خود راه دهد، با سیلی از حوادث جذاب و باورنکردنی روبرو خواهیم شد.

در آخر باید گفت از آنجا که از شگرد های فیلم هایی از این دست، استفاده از موارد تاثیر گذار بر ضمیر ناخودآگاه بیینده است؛ وجود یک گربه سیاه، یک عروسک دست ساز خبرچین، دو پیرزن فالگیر و آب و هوایی سرد و مه گرفته و خاکستری ضروری به نظر می رسد که خوشبختانه این موارد هم در فیلم رعایت شده و دیگر بهانه ای برای ندیدن این انیمیشن زیبا و خلاقانه باقی نمی ماند.

بد نیست بدانید که:

1 – این انیمیشن 100 دقیقه ای بلندترین انیمیشن  ساخته شده با تکنیک فریم به فریم (stop-motion) است.

2 – هنری سلیک همچنین انیمیشن کابوس قبل از کریسمس (The Nightmare Before Christmas ) را نیز در سال 1993 کارگردانی کرده است.

3 دیدگاه

قهرمانان نمی میرند

شگفت انگیزها (The Incredibles)

کارگردان: بِرد برد (Brad Bird)
نویسنده: بِرد برد (Brad Bird)
گویندگان: کرگ نلسون، هولی هانتر، ساموئل جکسون، جیسون لی

ژانر: انیمیشن، حادثه ای، کمدی، خانوادگی
محصول سال: 2004

تگ لاین: بدون جسارت از افتخار آفرینی خبری نیست.

امیر هاشمی (نویسنده مهمان): همه ما، حداقل در رویاهای کودکیمان آرزوی داشتن یک نیروی خارق العاده مثل قدرت خیلی زیاد یا توانایی پرواز کردن و یا انجام سایر کارهای محیرالعقول را در خیالاتمان دوره می کردیم و در همان حال چنین می پنداشتیم که داشتن چنین نیرویی یک زندگی بی نقص را برایمان رقم خواهد زد. انیمیشن شگفت انگیزها این رویای ما را بر پرده سینما عینیت می بخشد.

شرکت دیسنی و پیکسار در ششمین همکاری مشترک خود خانواده ای را خلق کرده اند که هر کدام از افرادش نیرویی شگفت انگیز دارد و این نیروی شگفت انگیز مسئولیت ها و همچنین دردسرهایی را برایشان به همراه می آورد. دردسر هایی که جامعه برای هضم انسان های غیرعادی با آن درگیر است و مسئولیت هایی که یک انسان غیرعادی در برابر انسان های عادی جامعه در خود احساس می کند. همان جامعه ای که از درک او به عنوان یک قهرمان عاجزند. تلاش قهرمانان این داستان برای معمولی زندگی کردن، تلاش یک انسان غیرعادی برای عادی بودن، گرجه ستودنی ولی ناموفق و خنده دار است.

صحنه های اکشن جذاب و نفس گیر دست به دست کمدی شیرین و دلپذیر فیلم می دهند تا بیننده را در تمام مدت محکم به صندلیش بچسباند. این انیمیشن به فارسی هم دوبله شده است که در آن از لهجه های مختلف برای توصیف کاراکترها به بهترین شکل استفاده شده و دیالوگ ها چنان هوشمندانه دوبله شده اند که گویی از همان ابتدا به فارسی گفته شده اند.

بد نیست بدانید که:

1 – بیشتر داستان در شهری به اسم متروویل اتفاق می افتد. اسم این شهر ترکیبی از دو اسم متروپلیس و اسمال ویل است که به ترتیب محل زندگی و محل بزرگ شدن سوپرمن ند.

2 – در طول مدت فیلم 35 انفجار، 189 بار فشار دادن دکمه و 640 شلیک تفنگ اتفاق می افتد.

3 – شگفت انگیزها در مراسم اسکار سال 2005 دو تندیس اسکار رو به خودش اختصاص داد که یکی از آنها جازه بهترین انیمیشن سال بود.

2 دیدگاه