بایگانی دستهٔ Public Enemies

یک جنایتکار دوست داشتنی

دشمنان مردم (Public Enemies)

کارگردان: مایکل مان
نویسنده: رونان بنت ، مایکل مان ، ان بیدرمن
بازیگران: جانی دپ، کریستین بیل، ماریون کوتیلارد، استفان گراهام

ژانر: بیوگرافی، تاریخی، تریلر، جنایی
محصول سال: 2009

تگ لاین: خطرناکترین فرد تحت تعقیب آمریکا

بردیا برجسته نژاد: جان دیلینجر یکی از عجیب ترین انسانهایی است که تاریخ جرم و جنایت به خود دیده است. او که تخصصش سرقت از بانکها بود، چنان رعب و وحشتی در اواخر دهه 20 و اوایل دهه 30 در آمریکا ایجاد کرد که حتی توانست بر روی اقتصاد آمریکا نیز تاثیر بگذارد. داستان زندگی این تبهکار دستمایهء ساخت فیلمی شده  که می خواهیم در موردش صحبت کنیم.

مایکل مان کارگردان توانایی است که بیشتر در ذهن ما با سه فیلم علی (Ali) با بازی ویل اسمیت و جیمی فاکس، حرارت (Heat) با بازی اسطوره های بازیگری، آل پاچینو و رابرت دنیرو، و وثیقه (Collateral) با بازی تام کروز و جیمی فاکس ثبت شده است. آخرین فیلم او، میامی وایس (Miami Vice) محصول سال 2006 با بازی کالین فارل و جیمی فاکس اثر قابل قبولی در ژانر اکشن بشمار می رود. اینبار او برای بار سوم بیوگرافی یک فرد را موضوع ساخت فیلم قرار داده است. اولین بار در سال 1999 داستان زندگی جفری ویگاند (فردی که اسرار صنعت تمباکو را در آمریکا فاش نمود) را در فیلم محرم راز (The Insider) به تصویر کشید و برای بار دوم در فیلم علی به زندگی محمد علی کلی پرداخت. و اینبار هم داستان زندگی و جنایتهای جان دیلینجر، یکی از بزرگترین تبهکاران تاریخ آمریکا را دستمایه ساخت یک فیلم قرار داده است.

در ویکیپدیا می خوانیم : «ابتدا قرار بود تا فیلم به صورت تلویزیونی و با بازی دی کاپریو آغاز شود اما به دلیل خلل در انجام پروژه و تعویق سه ساله ی آن، سرانجام با جدا شدن دی کاپریو و پیوستن جانی دپ، مایکل مان مصمم به ساخت این فیلم سینمایی شد. همچنین ماریون کوتیارد به دلیل اعتصاب جمعی نویسندگان هالییوودی و در زمان توقف پروژه ی ساخت فیلم «9 نه» به تیم مایکل مان پیوست تا در این فرصت فیلمی را به نام خود ثبت کرده باشد. جان دیلینجر واقعی در فاصله میان مه ۱۹۳۳ تا ژوئیه ۱۹۳۴ از ده‌ها بانک سرقت کرد و نزدیک به ۳۰۰ هزار دلار ربود که معادل پنج میلیون دلار امروز است.این فیلم نسبت به فیلم‌های دیگر مایکل مان این برتری را دارد که با دوربین‌هایی دیجیتال با لنزی بسیار حساس فیلمبرداری شده‌است.»

دشمنان مردم فیلم خوبی ست. از آن دست فیلمهای خوب که خوب بودنش انکار ناپذیر است. فیلمی خوش ساخت با بازیهای روان و کارگردانی حرفه ای و صد البته داستانی جذاب. البته فیلمهای گانگستری، با آن کلاه ها و کت و شلوار تمیز، با آن سیستم مردسالارانه و نگاه به زن به شکل یک کالا، با آن خشونت های عادی و روزمره، همه و همه جذابیت خاص و منحصر بفرد خود را دارند که شاید در هیچ نوع فیلم دیگری قابل دسترسی نباشند.

در دشمنان مردم ما قرار است داستان یک جنایتکار را که در گذشته برای چند سالی کابوس آمریکایی ها شده بود را شاهد باشیم. اما از شرارت یک انسان شرور خبری نیست. ما با یک دیلینجر دوست داشتنی، که به پول مردم کار ندارد، که مستقیم آدم نمی کشد، که به زنها احترام می گذارد، که حرفهای بامزه و جذاب می زند، که بسیار به دوستانش اهمیت می دهد و در کل بسیار آدم خوب و مقبولی است سر و کار داریم. جانی دپ اینبار از نقشهای معروفش فاصله گرفته است. نه از سادگی ویلی ونکا (چارلی و کارخانه شکلات سازی) و ادوارد دست قیچی خبری ست، نه از فضای فانتزی سوئینی تاد و جک گنجشکه (دزدان دریایی کارائیب). اینبار جانی دپ را در اقتدار کامل می بینیم. اقتدار در مقابل کریستین بیل که تقریبا همیشه نقش انسانهای مقتدر را بازی کرده است. اینبار ما کریستین بیل را بسیار کمرنگ، کم تاثیر، بدون استفاده از هنر بازیگری اش می بینیم. بهتر بگویم، ما اصلا کریستین بیل را نمی بینیم. شاید همین حاشیه بودن کریستین بیل باعث درخشیدن بیش از حد جانی دپ شده باشد. انگار فقط یدک کشیدن نام کریستین بیل در فهرست بازیگران برای عوامل آن کافی بوده، وگرنه می شد از هنر او خیلی بیشتر و بهتر از اینها استفاده نمود.

همانطور که گفتم چهره تصویر شده از این جنایتکار بسیار جالب است. به یاد فیلم گنگستر آمریکایی (American Gangster) به کارگردانی ریدلی اسکات و بازی دنزل واشنگن در نقش فرانک لوکاس افتادم. فرانک لوکاس هم از گانگسترهای معروف آمریکایی است که مدتها وحشت را در دل آمریکایی ها انداخته بود و از او با عنوان سلطان مواد مخدر یاد می شود. در فیلم چندان چهرهء منفی او را نمی بینیم، هر چند تاکیدی بر خوب بودن او نیز وجود ندارد. اما لوکاس تفاوت بزرگی با دیلینجر دارد و آن این است که لوکاس دوره محکومیت خود را گذراند، توبه کرد و همچنان نیز زنده و ساکن آمریکا ست. دیلینجر در انتهای جرم و جنایتش توسط پلیس کشته شد، توبه هم نکرد. اما مثبت نشان دادن این شخصیت و اسطوره سازی از آن مطمئنا علتی داشته که من متوجه آن نشده ام. اوج این مسئله را می توان در رفتار با زنها مشاهده کرد. دیلینجر را در نظر بگیرید که از بانک سرقت می کند، چند نفر را گروگان می گیرد و در حال جنگ با پلیس، پالتو خود را بر روی دوش زن گروگان که از سرما می لرزد می اندازد. در آن طرف مقایسه کنید این مسئله را با رفتار پلیس با دوست دختر دیلینجر که او را بی گناه و بی دلیل به باد کتک می گیرند و شکنجه اش می دهند.

زیباترین صحنهء فیلم آنجاست که دیلینجر وارد اداره پلیس، همان واحدی که برای دستگیری او تشکیل شده، می شود. عکسهای خود و دوستانش را روی دیوار می بیند، گشتی در سالن می زند، حتی از پلیسهایی که از رادیو یک مسابقه ورزشی را دنبال می کنند نتیجهء بازی را می پرسد. در این سکانس شما در برابر قدرت، ذکاوت و جسارت دیلینجر سر تعظیم فرو می آورید.

دشمنان مردم از آن فیلمهایی ست که خیلی بهتر از آن را در تاریخ سینما می توانید پیدا کنید، اما این فیلم را باید دید. چون بیشتر از آنکه خوب باشد، دیدنی ست!

بد نیست بدانید که:

1 – در این فیلم استفان گراهام (قبلا از او فیلم سگدانی را اینجا معرفی کرده ام) در نقش نلسون بیبی فیس ظاهر شده است. همچنین لیلی سوبیسکی (قبلا از او فیلم قطار شب را اینجا معرفی کرده ام) در یک نقش فرعی (پلی همیلتون) حضور داشته است. جوانی ریبسکی (او را با نقش فرنک، برادر فیبی، در سریال فرندز می شناسیم) ایفای نقش الوین کارپیس را عهده دار است، چنینگ تاتم (همان رقاص معروف در فیلم Step Up) نیز در یک صحنه کوتاه به جای پریتی بوی فلوید بازی کرده است.

2 – شما در ابتدای فیلم شاهد کشته شدن پریتی بوی فلوید هستید. در صورتیکه در واقعیت او سه ماه بعد از کشته شدن دیلینجر به قتل رسید.

3 – سکانس ورود دیلینجر به اداره پلیس در واقعیت رخ نداده است.

4 – آنا سیج، همان زنی که به خاطر اقامت در آمریکا به دیلینجر خیانت کرد، جایزه 5هزار دلاری را دریافت نمود. اما 21 ماه بعد به رومانی بازگردانده شد.

Advertisements

2 دیدگاه