بایگانی دستهٔ Elsewhere

نه اینجا، و نه هیچ جای دیگر

جایی دیگر (Elsewhere)

کارگردان : ناتان هوپ
نویسنده : ناتان هوپ
بازیگران : آنا کندریک، تانیا ریموند، چاک کارتر، جان گرایز، پال وزلی

ژانر : تریلر ، جنایی ، دراما
محصول سال : ٢٠٠٩

تگ لاین : هر شهری اسرار خود را دارد.

بردیا برجسته نژاد: ناتان هوپ را بیشتر بعنوان فیلمبردار می شناسند تا کارگردان. در هر حال چه در مقام کارگردانی و چه فیلمبرداری شخصیت چندان شناخته شده ای به حساب نمی آید. جایی دیگر (Elsewhere) دومین فیلم او بعد از خوش شانس (Lucky) در نقش کارگردان و فیلمنامه نویس است. داستان فیلم به اندازه کافی جذاب و پر کشش است که شما را تا انتهای فیلم همراه خودش کند. به شرط آنکه بتوانید تا انتهای فیلم بازی بازیگران آن را تحمل کنید. جیلین (با بازی تانیا ریموند) دختر جوان، پر شر و شور، جذاب و تقریبا هرزه ای است که از طریق اینترنت با مردی آشنا و پس از دیدار با او ناپدید می شود. داستان فیلم حول تلاش سارا (با بازی آنا کندریک)، دوست صمیمی جیلین، برای یافتن او و روشن کردن سرنوشت دوستش است. می بینید که داستان فیلم به خودی خود پتانسیل تبدیل شدن به یک اثر موفق و تاثیر گذار را دارد. تا اینجا ناتان هوپ در مقام فیلنامه نویس به خوبی توانسته نقش خود را ایفا کند. اما وقتی به کارگردانی و بازیگری می رسیم قضیه متفاوت است. تانیا ریموند به خوبی از پس نقش خود بر می آید و این امر با کمک شخصیت پردازی خوبی که در فیلمنامه وجود دارد کامل می شود. اما نقش او در فیلم کوتاه ست و داستان توسط دیگر بازیگران آن شکل می گیرد. بازی ضعیف و تصنعی آنا کندریک بیشتر از آن که او را دختری مثبت، باهوش و در عین حال جذاب نشان دهد، از او شخصیتی پخمه و دست و پا چلفتی می سازد. در بخش ابتدایی فیلم، تا قبل از گم شدن جیلین، هیچ چیز بین این دو دوست رخ نمی دهد تا شما برداشت صمیمیت آتشینی بین آنها احساس کنید. در صورتیکه تمام مبنای داستان حول همین صمیمیت و سماجت سارا برای یافتن دوستش رقم می خورد. آقای تاد (با بازی جان گرایز) کاملا بی منطق، غیر قابل توجیه و بی دلیل ترسیم می شود و شما هیچ دلیل قابل قبول، پخته و کار شده ای را برای توجیه رفتارش، از فیلم دریافت نمی کنید (البته ذکر تنها چند جمله کوتاه در پایان فیلم علت رفتار او را غیر مستقیم به شما می فهماند که بیشتر شبیه دیکتهء موقعیت است تا نمایش مفهوم)

فیلم پر از صحنه ها، شخصیتها و اتفاقهای بی دلیل و زائد است. به نظر می رسد که نمایش ضعیف دو شخصیت خام فیلم (بیلی و افسر پلیس) تنها برای ازدیاد مظنونین صورت گرفته. اینکه چرا پس از گذشت 5 سال همچنان تلفن همراه دختر گم شده شارژ دارد، اینکه چرا آقای تاد تظاهر به حساسیت به عطر و بوی سیگار می کند، اینکه چرا در این شهر تنها و تنها یک پلیس حضور دارد که بدلیل لجبازی او با سارا هیچ کس دیگری برای پیگیری ماجرا پیدا نمی شود، اینکه چطور همین پلیس به حرف یک زن دیوانه که دخترش را 5 سال پیش گم کرده گوش می کند و چند تیم پلیسی را تنها با استناد به صحبتهای او روانهء صحنهء جرم می کند، و چندین و چند چرای دیگر که تقریبا همگی بی پاسخ می ماند. نه! بنظر می رسد حتی فیلنامه هم جای کار بیشتری داشته باشد.

جایی دیگر فیلم خوبی نیست. از آن دسته فیلمهاست که بعد از گذشت چند روز به طور کامل فراموشش می کنید. اما بی شک ارزش یک بار دیدن را دارد. مخصوصا به شخصه از دیدن فیلمهایی که بی قیدی جوانان را به هر شکلی نشان می دهد لذت می برم!

بد نیست بدانید که :

1 – تانیا ریموند را همگی برای بازی نقش الکس در سریال Lost می شناسیم.

2 – شاخص ترین اثر در کارنامه ناتان هوپ کارگردانی و فیلمبرداری چند اپیزود از سریال CSI است.

Advertisements

۱ دیدگاه