بایگانی دستهٔ Doghouse

نهایت زن ستیزی

سگدانی (Doghouse)

کارگردان : جیک وست
نویسنده : دن شافر
بازیگران : دنی دایر ، استفان گراهام ، نوئل کلارک ، تری استون ، لی انگلبی

ژانر : کمدی ، ترسناک
محصول سال : 2009

تگ لاین : نبرد جنسیت ها خون آلود می شود!

بردیا برجسته نژاد: جیک وست کارگردانی است که در سابقه خود تعداد زیادی فیلم ویدئویی و تلویزیونی (و نه سینمایی) ، چندین فیلم کوتاه و چند نمونه هم فیلم سینمایی کم ارزش دارد که تمامی آنها به نوعی با ژانر وحشت در ارتباط هستند. از طرفی دن شافر به تازگی وارد دنیای نویسندگی شده و این اولین فیلنامه اش است که به نمایش در می آید. حالا این دو نفر در کنار هم هجویه ای بی سر و ته را عرضه می کنند به نام «سگدانی».

فیلم با معرفی شخصیتهای مرد فیلم آغاز می شود. چند دوست (نیل با بازی دنی دایر، میکی با بازی نوئل کلارک، مت با بازی لی اینگلبی و چند نفر دیگر) برای کمک به دوستشان (وینس با بازی استفان گراهام) که در حال طی کردن پروسهء جدایی از همسرش است، برنامه سفر به یک روستای دور افتاده را طراح ریزی می کنند. وجه اشتراک آنها این است که همگی به نوعی زن گریز هستند و با همسر یا دوست دخترشان ناسازگاری غیر قابل کنترلی دارند. البته نمایش صحنه ها به نوعی ست که زنها ریشهء مشکلات معرفی می شوند و مردها چاره ای جز تحمل وضعیت موجود ندارند. آنها در یک کافه جمع می شوند تا سفرشان را آغاز کنند. تمام صحنه های فیلم تا این لحظه بدون نمایش مردها (به جز قهرمانان داستان) سپری می شود. مردم خیابان، مسئول کافه، آشپز پشت پنجرهء رستوران روبروی کافه، راننده ماشین، همگی زن هستند. سفر آغاز می شود و آنها به شهر دور افتاده مورد نظر می رسند. در این شهر یک مادهء سمی منتشر شده که فقط زنها را تحت تاثیر قرار می دهد و تمامی آنها را به زامبی تبدیل نموده است. زامبی ها مردهای شهر را کشته و خورده اند و حالا به دنبال کشتن مردهای داستان ما هستند. در این بین یک نظامی به نام گروهبان گوین رایت (با بازی تری استون) به جمع آنها اضافه می شود و … نبرد آغاز می گردد.

سگدانی را می توان یکی از بیشمار فیلمی دانست که به سوژهء زامبی می پردازد، منتها به شکلی کمدی و مضحک. اگر بخواهیم این فیلم را با نمونه اش ، Shaun of the Dead ، مقایسه کنیم (که آن هم فیلمی کمدی/ترسناک در رابطه با زامبی ها با بازی سیمون پگ و کارگردانی ادگار رایت است)، تنها شباهتی که وجود دارد انگلیسی بودن آنهاست (با همان لهجه های سخت و مدل روایت و شیوهء بازیگری خاص و طنز انگلیسی خود) البته فیلم طنزهای ضعیفی دارد، حتی تلاش هم نمی کند با کمی استفاده از شوخیهای کلامی و یا بحثهای بین بازیگران تماشاگر را بخنداند. تنها به گریم و حرکات عجیب و غریب زنها اکتفا می کند و بنظر می رسد کارگردان می خواهد شما را بخنداند، اما فقط با مسخره کردن زنها. این تمسخر در انتهای فیلم با یافتن ریموت کنترلی که زنهای زامبی شده را می توان به وسیلهء آن در جای خود میخکوب کرد کامل می شود، و این همراه است با نتیجه گیری فیلم: وینس عکس همسر خود را از کیفش در می آورد و به آتش می کشد و ناراحتی اش از این جدایی تبدیل به یک خشم و کینه نسبت به جنس مونث می شود. این نکته را هم نمی توان نادیده گرفت که در فیلم دسته بندی بصورت انسانها و زامبی ها نیست، بلکه مردها و زنهاست. بدین معنی که وقتی مردان فیلم میخواهد از زامبی ها یاد کنند، تنها به گفتن واژهء «زنها» اکتفا نموده و هرچه بد و بیراه است را به آنها نسبت می دهند. جالب اینجاست که احمق ترین شخصیتی که در ابتدای فیلم معرفی می شود، مت، که یک فروشنده مسخره است (و در ابتدای فیلم یک پسر بچه حسابی او را عصبی می کند) اینجا و در این شهر و در مبارزه با زنها از همه باهوشتر و مفیدتر ظاهر می شود. و صد البته عنوان فیلم هم برای اشاره به شهری که تمام ساکنین باقی مانده اش زن هستند، این نمایش را تکمیل می کند.

نتیجه آنکه: اگر مثل من از دوران کودکی به فیلمهای زامبی علاقه دارید، این فیلم شما را ارضا نمی کند. اگر طالب فیلم ترسناک هستید، اصلا روی سگدانی حساب نکنید. اگر دلتان فیلم کمدی می خواهد، این اثر کمکتان نمی کند. اگر فیلم زامبی/ترسناک/کمدی می خواهید بهتر است Shaun of the Dead را ببینید… اما اگر کینهء درونی از جنس لطیف دارید، این فیلم حسابی دلتان را خنک می کند.

بد نیست بدانید که :

1 – دن شافر، نویسندهء فیلنامه، فیلم دیگری را به کارگردانی لارنس پیرس به اسم نیش حشرات (Stringers) در دست ساخت دارد که در آن هم دنی دایر و کریستینا کول (بازیگر نقش کندی، رانندهء ون) ایفای نقش می کنند.

2 – در این فیلم دوبار به فیلم The Evil Dead (محصول سال 1981 ، ساختهء سام ریمی که یکی از آثار موفق در ژانر وحشت و سوژهء زامبی است) اشاره می شود. یک بار در دیالوگ بین مردها و دیری در پوستری که روی دیوار کومیک شاپ است.

3 – عنوان کمپانی مسافرتی که روی ماشین ون نوشته شده است (وست) از نام کارگردان (جیک وست) گرفته شده است. بنظر می رسد که او اصرار دارد به شما بفهماند که این سفر دست پخت اوست.

3 دیدگاه