بایگانی دستهٔ District 9

شما زشت ترید یا ما ؟

منطقه ٩ (District 9)

کارگردان : نیل بلامکمپ
نویسنده : نیل بلامکمپ ، تری تچل
بازیگران : شارلتو کپلی

ژانر : علمی – تخیلی ، تریلر ، اکشن
محصول سال : 2009

تگ لاین : اینجا از شما استقبال نمی شود!

بردیا برجسته نژاد: در یک ماه اخیر تا دلتان بخواهد فیلمهایی با مضمون موجودات فضایی دیده ام: آگاهی (Knowing)، ترنسفرمرها: انتقام فالن (Transformers: Revenge of the Fallen)، هیولاها بر علیه بیگانگان (Monsters Vs. Aliens)، روزی که زمین پابرجا ماند (The Day The Earth Stood Still) و گریز به کوهستان ویچ (Race to Witch Mountain). کاری به این فیلمها ندارم، فقط جالب اینجاست که امسال بازار فیلمهای فضایی کاملا داغ بوده است.

همیشه با دیدن اینگونه فیلمها سئوالی در ذهنم مطرح می شود. چرا اکثر آنها عجیب غریب و جانور شکل هستند، و چرا همگی آنها از ما بسیار پیشرفته تر، باهوش تر ، تکامل یافته تر و برترند. تمام این فیلمها همگی به کنار، منطقه 9 چیز دیگری ست.

نیل بلامکمپ هنرمند جوانی ست. تخصص اصلی او طراحی جلوه های ویژه است. چهار سال پیش اولین فیلم خود را به اسم زنده در جوبرگ (Alive in Joburg) ساخت: یک فیلم کوتاه و مستند گونه در رابطه با موجودات فضایی. همان فیلم دستمایه ای شد برای ساخت آخرین و موفق ترین اثرش: منطقه 9 . در ابتدا شما یک فیلم مستند را می بینید که به زیبایی پرداخته شده است. فیلم مستندی در رابطه با حضور 20 سالهء موجودات فضایی در کمپی در آفریقا. اینکه چرا اینبار بر خلاف همیشه موجودات فضایی بجای ایالتهای مختلف آمریکا ، نقطهء دیگری از زمین را برای فرود انتخاب کرده اند به خاطرات کودکی بلامکمپ و زندگی در آفریقا بر می گردد. اما نگران نباشید! آمریکا طبق معمول برای کنترل ماجرا در آنجا حضور دارد. در ابتدای فیلم دوربین با ویکس ون دمرو (با بازی شارلتو کپلی) به عنوان یکی از اعضای سازمان کنترل کننده امور مربوط به فضاییها مصاحبه می کند. امکان ندارد با دیدن ریخت ، قیافه ، تیپ و لهجهء او حدس بزنید که همین مرد تبدیل به قهرمان داستان می شود. مخصوصا اینکه چهرهء او بعنوان بازیگر برای ما شناخته شده نیست . تنها کاری که تا کنون انجام داده کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی یک فیلم ناشناخته به اسم Spoon در سال 2008 است و البته بازیگری در همان فیلم کوتاه بلامکمپ. آغاز فیلم کاملا گیرا و جذاب است. شما یک فیلم مستند می بینید که کاملا ساختگی ست. این مسئله اولین چیزی را که سبب می شود این است که شما حضور دوربین را هرگز فراموش نکنید . نکته جالب در این است که از یک جایی، بدون آنکه درست بفهمید کجا، فیلم دیگر از حالت مستند خارج می شود. اما تا انتها به هر شکلی شما حضور دوربین را همچنان حس می کنید. یا با لرزشها هنگام دویدن، یا با پاشیدن خون روی لنز دوربین!

داستان فیلم جدا از تخیلی بودنش چیزهایی را در ذهن شما تداعی می کند. بیگانگانی که انسان آنها را تحت اختیار خود در آورده است و در عین حال انسانهایی که با یکدیگر بر سر قدرت می جنگند و در این بین منفعت این جنگ عاید همین بیگانگان می شود. در منطقهء شمارهء 9 ، محل نگهداری حدود 2 میلیون موجود فضایی که بدلیل نقص فنی سفینهء فضایی خود به کرهء زمین پناه آورده اند، همه نوع ظلم صورت می گیرد. در این فیلم موجودات فضایی بصورت درماندگانی نمایش داده می شوند که اینبار تحت سلطهء بشر در آمده اند. اما با این وجود طی یک حرکت 20 ساله برای احیای سفینه و بازگشت به سیاره خود تلاش می کنند و در انتها نیز موفق می شوند . 20 سال به اندازه ای کافی است برای اینکه این موجودات در کرهء زمین پذیرفته شوند. حتی شما شخصیتهای فیلم را می بینید که با این موجودات حرف می زنند، در حالی که برای شما صحبتهای آنها بصورت زیرنویس نمایش داده می شود. بله، سازگاری در هر شرایطی بین همه موجودات امکان پذیر است، اما کسی از عاقبت امر اطلاعی ندارد. این فیلم می تواند تا حد زیادی خواسته های شما را پوشش دهد: کارگردانی خوب، بازیهای یک دست و روان، جلوه های ویژهء قابل قبول و حتی برانگیختگی احساسات.

تنها یک چیز این فیلم مرا راضی نمی کند. اینکه چرا باید موجودات فضایی به شکل سوسک (یا به قول خود فیلم میگو) نمایش داده شوند. با پنجه هایی عجیب و غریب و ظاهری چندش آور، و رفتاری وحشیانه و دور از تمدن. اینجاست که شما کمی برایتان قبول اینکه اینها مهندسانی فوق العاده با قابلیتهای بالا هستند و توانسته اند چنان سفیه ای را بسازند دشوار می شود. شما در صحنه ای از فیلم کریستوفر جانسون (تعجب نکنید ! این اسم قهرمان فضایی داستان است) را می بینید که در چند ثانیه با سر هم کردن چند قطعه بمبی را می سازد. کودک فضایی را می بینید که سفینهء فضایی را راه اندازی می کند. شک نکنید، اینها استادان و مهندسانی هستند که تکنولوژی ناب را در اختیار دارند. اما صبر کنید، با نگاه به چهره و رفتار آنها، خیر! باورش کمی سخت است!

این فیلم سرگرم کننده می تواند به راحتی علاقه مندان فیلمهای علمی – تخیلی (اگر خیلی سخت گیر نباشند) را راضی کند.

بد نیست بدانید که :

1 – در پایگاه اطلاعاتی اینترنتی فیلم (IMDb) در حال حاضر این فیلم موفق شده است از نگاه مردم سرتاسر جهان در جایگاه 80 در برترین فیلمهای تاریخ سینما قرار بگیرد . در این فهرست در حال حاضر فیلم شماره 79 بعضی ها داغش رو دوست دارن (Some Like it Hot) محصول 1959 و در رتبه 81 حیثیت (The Prestige) محصول سال 2006 قرار گرفته است . این فهرست داینامیک بوده و هر لحظه در حال بروزرسانی است .

2 – فیلم تبلیغات جالبی در انگلستان و آمریکا داشت . پوسترهایی بر روی ساختمانها ، اتوبوسها و معابر نصب شده بود بدین مضمون : فقط برای انسانها. غیر انسان ممنوع ! (For Humans Only . No-Humans Banned) . در این پوستر موضوع آن و نام فیلم درج نشده و تنها به ذکر آدرس سایت فیلم در پایین آن اکتفا شده بود .

3 – برای انتهای فیلم 6 پایان مختلف طراحی شده بود که نتیجه آن چیزی شد که شما دیده اید .

4 – در انتهای فیلم جملهء مهمی را از زبان کریستوفر خطاب به ویکس می شنوید :  3Years. I Promise (اشاره به اینکه 3 سال زمان لازم است تا در دستگاه ریکاوری ویکس به حالت طبیعی بازگردد) . همین جمله باعث شده که از هم اکنون زمزمه های ساخت قسمت دوم این فیلم به گوش برسد. فیلمی احیانا تحت عنوان District 10 .

5 – فراموش نکنید، تهیه کنندهء فیلم پیتر جکسون (کارگردان سه گانهء ارباب حلقه ها) است .

Advertisements

7 دیدگاه