بایگانی دستهٔ Blood: The Last Vampire

به چه چیز تو دل ببندم ؟

خون: آخرین خون آشام (Blood: The Last Vampire)

کارگردان: کریس ناهون
نویسنده: کریس جو ، بر اساس شخصیت پردازی کنجی کامیاما و کاتسویا ترادا
بازیگران: جیانا جون ، الیسون میلر

ژانر: اکشن ، ترسناک ، تریلر
محصول سال: 2009

تگ لاین: جایی که شرارت ظهور کند، او شکار خواهد کرد.

بردیا برجسته نژاد : من علاقهء عجیبی به کاراکترهای خون آشام (Vampire) و گرگینه (Werewolf) در سینما دارم. به همین دلیل تا آنجا که بتوانم تمامی فیلمهای مرتبط با این شخصیتها را می بینم و «خون: آخرین خون آشام» نیز از این قاعده مستثنی نیست. به جرات فیلمهایی نظیر مصاحبه با خون آشام و دراکولا برام استوکر از بهترین فیلمهای زندگی من هستند.

اینکه چگونه شخصیت اروپایی دراکولا وارد ژاپن شده است بر می گردد به تاثیر پذیری شدید آنها از جریانات موجود در جهان. ژاپنیها بنظر می رسد هر چه در فرهنگ ملل مختلف دنیا وجود دارد را جذب می کنند، لوکالیزه می کنند، و به مالکیت خود در می آورند. صنعت انیمیشن سازی آنها نیز ابزاری برای همین تملک و حتی انتشار این فرهنگ جذب شده است. حال خون: آخرین خون آشام، انیمیشن تحسین شدهء هیرویوکی کیتاکوبو محصول سال 2000، پایه و اساس ساخت فیلمی توسط کریس ناهون شده است.

ناهون کارگردان خاصی نیست. شاید تنها اثر کمی شناخته شدهء او بوسه اژدها (Kiss of the Dragon) محصول سال 2001 با بازی جت لی و فیلنامهء لوک بسون باشد. اما بازسازی یک انیمیشن موفق ژاپنی کمی جسارت می خواهد. من کارتون  را ندیده ام و نمیدانم که چقدر فیلم به آن وفادار بوده، اما اینجا بحث بر سر خون آشام است، چیزی که همه ما او را می شناسیم. موجودی انسان نما که عمر جاوید دارد و از خون تازهء انسانها (و اگر مجبور شود حیوانات) تغذیه می کند. آن هم از گاز گرفتن گردن قربانی با دندانهای نیش که از حالت طبیعی بلندتر است. در تابوت می خوابد و هیچ چیز به جز بریده شدن سر، یا زدن یک میخ مخصوص در قلبش، یا در بعضی شرایط صلیب و صد البته نور آفتاب جلودارش نیست. اینها تمام چیزهایی است که فیلمهای برتر این ژانر به ما آموزش داده اند و شخصیت ومپایر در ذهن ما بر همین اساس شکل گرفته است.

دراین فیلم هر آنچه که شما از ومپایر می دانید وارونه جلوه می کند، و صد البته از ظرافت و زیبایی شخصیت پردازی این موجود اسرار آمیز نیز خبری نیست. خون آشامهای اینجا یک بار هم خون نمی نوشند، در آفتاب راه می روند، پرنده می شوند و پرواز می کنند و حتی به شکل گرگینه در می آیند. پس ما در این فیلم با تعریف جدیدی از ومپایر مواجه خواهیم بود. داستان بر اساس کینهء قهرمانی به اسم سایا (با بازی جیانا جون) شکل گرفته که چند صد سال پیش پدرش توسط قویترین و مسن ترین ومپایر، اونیگن (با بازی کویوکی) کشته شده است. در این راه و برای رسیدن به اونیگن با تیمی که هدفش نابودی خون آشام ها است همکاری می کند. دختر یک ژنرال آمریکایی به اسم آلیس (با بازی الیسون میلر) ناخواسته وارد ماجرا و همراه سایا می شود، و باقی قضایا.

در این فیلم چند صحنهء اکشن شلوغ می بینیم، مقداری جلوه های ویژه و کمی هم تعقیب و گریز. صحنه های اکشن فیلم چندان چنگی به دل نمی زنند، البته سکانس جنگ کاتو (استاد سایا با بازی یاسواکی کوراتا) به نسبت قابل توجه است. جلوه های ویژه فیلم ابتدابی و در بعضی موارد مضحک و خنده دار است، و تنها صحنه تعقیب و گریز جذاب فیلم مانند دنیای مردگان (Underground) ساخته شده است. کاراکتر آلیس به اندازه کافی می تواند شما را از این فیلم متنفر کند. رفتار توجیه ناپذیر او و شخصیت پردازی زائدش با بازی بد الیسون میلر همراه شده و یک کاراکتر رو اعصاب را عرضه می کند. حتی بازی جیانا جون در نقش سایا، دختری خون آشام و شمشیرزن، به قدری ناشیانه است که شما متقاعد می شوید انتخاب او برای این نقش تنها بخاطر شباهتش به شخصیت کارتونی سایا است. حرکات او به قدری کند و آهسته است که حتی زاویه دوربین و تدوین نیز نمی تواند نقص آن را پوشش دهد.

این فیلم کمکی به ارضای میل شدیدم به دیدن فیلمهای ومپایر نکرد. احتمالا باید یک بار دیگر مصاحبه با خون آشام، دنیای مردگان، دراکولا برام استوکر، ون هلسینگ یا حتی تیغه (Blade) را ببینم تا اثر آن پاک شود.

بد نیست بدانید که :

چیز خاصی نیست! هر آنچه که لازم بود این فیلم را نبینید در بالا گفته ام.

۱ دیدگاه