بایگانی دستهٔ Another Earth

ما تنها نیستیم

زمینی دیگر (Another Earth)

کارگردان : مایک کاهیل
نویسندگان : بریت مارلینگ، مایک کاهیل
بازیگران : بریت مارلینگ، ویلیام ماپوتر

ژانر : دراما، علمی – تخیلی
محصول سال : 2011

تگ لاین :  …

بردیا برجسته نژاد: وقتی سریال Lost فرضیه دنیاهای موازی را به زبان خود و به شکل جدیدی مطرح کرد، این مسئله تبدیل شد به مشغلهء ذهنی و خوراک نظریه پردازی، برای آنهایی که در فیلم ها و سریال ها دنبال سوژه برای فکر کردن می گردند! حالا، هر آن چیزی که از فرضیه دنیاهای موازی، چه از لحاظ فیزیکی یا فلسفی، می دانید را برای چند لحظه بگذارید کنار. بیایید فرض کنیم که ما یک دنیا داری و از روی آن یک کپی تهیه کرده ایم و نسخهء کپی را به موازات نسخهء اصل قرار داده ایم. بیایید اینگونه خیال کنیم که یک نسخه از ما در دنیای دیگری وجود دارد که همین خود ماست. همان تصمیمات را گرفته که شما گرفته اید، همان اتفاقات برایش افتاده که شما تجربه کرده اید، همان زندگی را داشته که شما داشته اید. این می تواند تا مدتها خوراک ذهنی جدیدی را برایتان فراهم کند. کاری که فیلم Another Earth می کند.

مایک کاهیل از آن جوانهای همه فن حریف عالم سینما ست. از نویسندگی و فیلمبرداری و جلوه های ویژه گرفته تا تدوین و تهیه کنندگی و کارگردانی. او در مقام کارگردان مستند بلندی با عنوان «بوکسور ها و بالرین ها» (Boxers and Ballerinas) را با کمک بریت مارلینگ نوشت و ساخت که با استقبال خوبی از طرف منتقدین مواجه شد. او در سال 2011 اولین فیلم بلند خود با عنوان «زمینی دیگر» (Another Earth) را کارگردانی کرد. فیلمی که داستانش را مایک کاهیل و بریت مارلینگ با کمک یکدیگر نوشتند و مارلینگ نقش اول آن را هم بازی کرد. شاخص ترین اثری که مارلینگ پیش از این در آن بازی کرده بود، فیلمی با عنوان «طنین صدای من» (Sound of My Voice) است که در آن فیلم هم علاوه بر بازیگری، فیلمنامه را هم نوشته است.

«بذار برات یه قصه بگم. این قصه در مورد یه دختره. اولش اون خام و جسور بود و بعد یه کاری کرد که قابل بخشش نبود. و یه روز اون رفت که بخاطر کاری که کرده معذرت بخواد. اما قدرتش رو از دست داد. اون ضعیف بود. واسه همین دروغ گفت. و بعد، اون فکر کرد که شاید بتونه زندگی اون آدم رو فقط کمی بهتر کنه. حالا اون هر روز فقط به همین امید از خواب بیدار میشد. بعضی روزا فکر می کرد که واسه اون داره این کارو انجام میده، یه روزایی هم می ترسید که نکنه داره برای خودش این کارو میکنه» این خلاصهء داستان «زمینی دیگر» در گنگ ترین حالت ممکن است که آن را اواخر فیلم از زبان رودا، قهرمان داستان، می شنوید. اصلا ماجرا همین است که شما با تنهایی، پشیمانی، افسردگی و فلاکت رودا، قهرمان داستان، در سکوت آزار دهنده ای که برای خود ساخته است همراه شوید.

همه چیز برای ساخت یک ملودرام ساده و سطحی آماده است! دختری که تقاص اشتباهی که کرده را پس می دهد و مردی که تنها بازماندهء حادثه ای ست که اشتباه دختر آن را رقم زده است. دختر به شکلی ناشناس وارد زندگی مرد می شود و نهایت رابطهء آنها به عشق می انجامد. شاید این داستان را بارها در کتابها خوانده و در فیلمها دیده باشید. اما «زمینی دیگر» با موازی کردن این ماجرای ساده با یک داستان پیچیده کمی متفاوت به ماجرا نگاه می کند و آن هم پیدا شدن سیاره ای نزدیک کرهء زمین، آن هم درست مانند کرهء زمین است. یعنی سیاره ای پیدا شده که یک کپی بی نقص از زمین، با همان قاره ها، کشورها، شهرها، خیابانها، آدمها، اسمها، اتفاقات و خاطرات است. صحنه ای که مامور ناسا با کپی خودش در سیاره دیگر صحبت می کند، با وجود تمام سادگی، نفس بازیگران و نفس بیننده را در سینه حبس می کند. پیدا شدن این سیاره مسئله ای ست که این فیلم را تبدیل به یک اثر فلسفی کرده، بدون آنکه دیالوگی فلسفی در آن شنیده شود. در چند جای فیلم نظریه های مختلف را از رادیو می شنوید، آن هم نظریاتی کاملا ساده، قابل فهم و در عین حال تامل برانگیز، که مهمترین شان، همان که درست از آب در می آید، سرنوشت داستان را رقم می زند. نظریه ای که می گوید: درست در همان لحظه که وجود این سیاره جدید کشف شد، تطابق و همخوانی میان آن و زمین از بین رفت.

فیلمنامه به شکل هوشمندانه ای تا آنجا که می تواند سئوال مطرح می کند و به هیچ کدام جواب نمی دهد. در ذهن شما هزاران سئوال با ترکیب آشنای «اگه اینطوری بشه چی میشه؟ / اگه اینطوری نمیشد چی میشد؟» شکل می گیرد، سئوالاتی که می توانند تا ساعتها بعد از تمام شدن فیلم ذهنتان را مشغول نگه دارند. البته این دلیل بر آن نمی شود که بتوانید ضعفهای آشکار آنرا نادیده بگیرید. از حضور سرایدار پیر گرفته تا بی اطلاعی مسخرهء ناسا از سیارهء جدید. اینطور که بنظر می رسد کارگردان و نویسنده، هر دو با وجود خلاقیت و استعدادی که در کارشان دارند، نتوانه اند به خامی و بی تجربگی خود غلبه کنند. شاید بتوان سوراخهای ریز اما پر شمار داستان را دلیل بر بی تجربگی بریت مارلینگ در مقام فیلمنامه نویس دانست، اما بعنوان بازیگر نقش اول، او به شکل حیرت انگیزی خوب از پس کار بر آمده است. همچنین از نکات مثبت فیلم می توان به پایان غافلگیر کننده آن اشاره کرد، انگار یک نفر دکمهء ریستارت شما را زده باشد، چند ثانیه طول می کشد تا دوباره به حال عادی برگردید و بفهمید چه اتفاقی افتاده است!

«زمینی دیگر» یک فیلم ارزشمند با داستانی ارزشمند و نگاهی هنرمندانه به ارزشهای انسانی ست. می توانید مدت کوتاهی را صرف دیدن و مدت زیادی را صرف فکر کردن به آن کنید.

بد نیست بدانید که:

1 – ویلیام ماپوتر، بازیگر نقش مرد، را از سریال لاست و نقش ایتان به یاد داریم.

2 – این فیلم توانست در جشنواره NBR به عنوان یکی از 10 فیلم مستقل برتر انتخاب شود. همچین بریت مارلینگ از طرف انجمن منتقدین سینمایی سن دیه گو و فستیوال بین المللی کاتالونین بعنوان بهترین بازیگر سال (2011) انتخاب گردید.

Advertisements

3 دیدگاه